هر شب درونم انقلاب می کنم
دانه دانه دور می شوند
دانه دانه ته نشین می شوند
مثل خاکشیر
و زمان راکد می ماند
قضایا حل نمی شوند
این شب های بلند
و این دست های کوتاه
کلافه می شوند
کنار اسکله ی تخت پهلو می گیرند
و تا طلوع، چشم ها
خیره نگاه می کنند
به افق های اتاق
برچسب: بی خوابی,بی خوابی های عاشقانه,بی خوابی کودک 2 ساله,
نویسنده: نگار عباسی