قناری های خاموش گلویم را پر دادم
و چندتای باقی را سر بُریدم
قرار بود آواز باشد آوار شد،
تمام شد
تو در من مُردی
...
به نگاه های خیره ام
به قرص ماه و قرص شب
و به لبخند های زیراکسی من
بیمناک شدند
آمدند در افکارم تجسس کردند
...
شانس با من بود که
جنازه ی هیچ خاطره ای یافت نشد
تنها جرم ثابت شده ی من بود :
ترک عادت
برچسب: گزارش یک جنایت,گزارش یک جنایت توسط همسایه ها,
نویسنده: نگار عباسی